سه پارادايم در مطالعات مصرف فرهنگي
مصرف فرهنگي سبك زندگي ما را شكل ميدهد، نيازها و تمايلات ما را سامان ميدهد، مواد لازم براي توليد تخيلات و روءياهايمان فراهم ميكند، نشاندهندهء تفاوتها و تمايزات اجتماعي است و نمايانگر توليدات ثانويهء ما در بهكارگيري ابزارهاي موجود است.
مقالهء حاضر كوششي است براي دستهبندي نظريههاي مختلف و متنوع مصرف فرهنگي.
در اين مقاله به سه پارادايم در باب مطالعات مصرف فرهنگي اشاره ميشود:
دستهء اول نظريههايي را شامل ميشود كه مصرفكننده را منفعل فرض ميكنند و مصرف را نوعي دستكاري از ناحيهء قدرت ميپندارند.
در دستهء دوم مصرف به عنوان رسانهاي براي برقراري ارتباط فرض ميشود. مصرف فرهنگي در اين ديد نوعي همچشمي، رقابت و ايجاد ارتباط است. مصرف همينطور توليدكنندهء معاني اجتماعي است.
در رويكرد سوم، مصرف خود نوعي توليد ثانويه فرض ميشود. مصرفكننده با كردار مصرف دست به ابداعاتي ميزند كه ميتوان از آن با عنوان «توليد ثانويه » ياد كرد
براي پيگيري ريشههاي تحليل فرهنگي مصرف به نظريههاي ماركسيستي، آثار مكتب فرانكفورت و نظريهپردازان انتقادي چون ماكس هورك هايمر، تئودور آدورنو (صنعت فرهنگ) و هربرت ماركوزه و... اشاره شده است.
سه پارادايم در مطالعات مصرف فرهنگي : مصرف وسيلهء فهم جامعهء مدرن
مقاله ای از آقای عباس كاظمي، عضو هيات علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران
Posted by H.Emami at June 4, 2006 07:08 PM
نظرها: