آشنایی با دیدگاه های پرفسور تهرانيان
دکتر مجید تهرانیان در دانشگاهای تهران، اکسفورد و هاروارد تدریس نموده و در یونسکو نیز به عنوان متخصص در علوم ارتباطات فعال بوده است. او در حال حاضر استاد و مدیر موسسه تودا برای صلح جهانی است. اوتاکنون بیست و پنج کتاب و صد مقاله نوشته است.
فرهنگ گفتاری در ایران مهمتر از فرهنگ نوشتاری
این سوال از سوی خبرنگار سایت Washington prism از دکتر تهرانیان پرسیده شده است:
سوال: در انتخابات ایران، بسیاری از کاندیداها از وسایل مدرن تبلیغاتی استفاده کردند ولی احمدی نژاد و کروبی که کمترین خرج تبلیغاتی و کمترین استفاده از وسایل مدرن تبلیغاتی را کرده بودند رای قابل توجهی آوردند. آیا میتوانیم بگوییم هنوز در جامعه ایران روشهای سنتی کارایی بیشتری دارند تا روشهای مدرن؟
تهرانيان: من در مقاله ای انقلاب ایران را "پیروزی منبر بر رادیو و تلویزیون" دانستم. نظام سلطنتی رادیو و تلویزیون را صد درصد در دست داشت و منبر در دست روحانیون بود. از یک سو رادیو و تلویزیون شاید در دسترس همه نیست و مهمتر از همه بدلیل دولتی بودن همان اعتبار را دارد که دولت، ... از سوی ديگر مردم در گوشه و کنار کشور به مسجد میروند، پای منبر میشینند و روحانی محل را میشناسند. در واقع فرهنگ گفتاری در ایران مهمتر از فرهنگ نوشتاری و ديداري است. این موضوع مهمی برای شناختن جامعه ماست.
دمکراسی از نظر پروفسور تهرانیان
او در کتاب تکنولوژیهای قدرت Technologies of Power نوشته است که: "دمکراسی سیاسی زمانی در کشوری ریشه میدواند که دمکراسی در فرهنگ و در جامعه آن کشور وجود داشته باشد. "
وی در این خصوص به سایت Washington prism توضیح می دهد: "... دمکراسی واژه پیچیده ای است و جنبه های مختلف یک جریان تاریخی است. می توان آنرا به يک سفر طولانی تشبیه کرد. میتوان فرقي میان دمکراسی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گذاشت، اما در عمل هر سه در هم پیچیدند.
ایران در انقلاب مشروطیت دمکراسی سیاسی را که عبارت بود از ایجاد مجلس شورای ملی و انتخابات کسب کرد. ولی زمینه های فرهنگی و اجتماعی دمکراسی در کشور فوق العاده ضعیف بود. دمکراسی دارای ریشه های تاریخی است که شکل غالب امروزی آن از انقلاب انگلستان، فرانسه، امریکا و انقلاب های اروپا سرچشمه گرفته است. دمکراسی اگر چه به اشکال مختلف بوجود آمده است، یک جریان قابل شناخت دارد که دمکراسی لیبرال است.
در دهه سی میلادی جریان دوم دمکراسی در غرب شکل گرفت که خواستار برابری و عدالت اجتماعی بود. در اروپا این جریان به نام سوسیال دمکراسی معروف شد و رکود اقتصادی دهه سی از دلایل آغاز آن بود. سومین جریان دمکراسی بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهای جهان سوم آغاز شد. این کشورها که از نظر جمعیت متفاوتند، با تکیه بر اصل همبستگی ملی یا برادری، شعار سوم انقلاب فرانسه، سعی بر ایجاد اتحاد ملی برای کسب استقلال کردند. این سه جریان را میتوان از هم تفکیک کرد ولی در عمل در ایران با هم ظاهر شدند..."
Posted by H.Emami at June 4, 2006 06:46 PM
نظرها: