كمي سياسي: رابطه تبليغات كانديداها و كسب آرا
بالاخره اين انتخاباتي كه پيش بيني هم مي شد به دور دوم كشيده شود تمام شد و در يك نتيجه شگفت انگيز كروبي و احمدي نژاد نام خود را در كنار نام هاشمي رفسنجاني جاي دادند. اما درصدر قرار گرفتن نام كروبي و احمدي نژاد بعد از هاشمي چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ آن هم بر خلاف همه پيش بيني ها و نظرسنجي ها كه نام هاشمي و معين و قاليباف بيشتر از سايرين مطرح بود.
مي توان گفت احمدي نژاد کمترين حجم تبليغات انتخاباتي را داشت. او از ابتدا به دور از تبليغات سياسي ديگر کانديداها، سعي در اثبات ساده زيستي خود و همانند سازي با شهيد رجايي داشت. وي با ظرافت خاصي فعاليت انتخاباتي خود را آغاز كرد و در روزهاي آخر توانست با تمرکز توان تبليغاتي خود بر قشر مستضعف جامعه آراي زيادي را به سوي خود جلب کند.
به عنوان مثال در روزهاي گذشته از كساني كه مي خواستند به احمدي نژاد راي دادند مي پرسيدم دليل انتخابتان چيست؟ مي گفتند: ناهار اداره را نمي خورد و از منزل با خود غذا مي برد، تاكنون يك ريال از شهرداري حقوق نگرفته است !!! و دلايلي از اين قبيل... و شايد واقعا اينها براي مردم مهم باشد!
اما کروبي که بر مسايل اقتصادي و طرح " به هر ايراني 50 هزار توماني" تمرکز کرده بود، دريافته بود جامعه به دنبال افزايش سطح رفاه بهبود وضع معيشتي خود است. طرحي که در ابتدا تعجب صاحب نظران را برانگيخت و اين خود تفريحي شد براي لطيفه سازان و اس ام اس نويسان!
"قاليباف" هم با تبليغات و شعارهاي جوان پسندانه خود سعي درجلب آراي مردم خصوصا جوانان داشت و "لاريجاني" که حمايت شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب را به همراه داشت توانست تنها از مهرعليزاده سبقت بگيرد! كه اين نشان داد كه او و همكاراتش پايگاهي در ميان مردم ندارند.
شايد بتوان گفت: مردم به مفهومي از اصلاح طلبي راي دادند که مي پندارند بهبود وضعيت معيشتي آنها را به همراه دارد و معين به اين نکته توجه نداشت که در ابتدا بايد وضع اقتصادي مردم را تامين کرد و بعد مسايل سياسي و اجتماعي جامعه را. به همين دليل تاکنون هاشمي، کروبي و احمدي نژاد که فعاليت انتخاباتي خود را به موضوع اقتصاد متمرکز کرده بودند درصدر آرا قرار دارند. ضمن اينكه شايد مردم از زياده رويهاي معين و اطرافيانش احساس خوف مي كردند كه همه را به جنگ عليه شوراي نگهبان و قوه قضاييه و... دعوت كرده بود و مي گفتند وضع بدتر از اين مي شود.
اما لاريجاني. او اولين شخصي بود كه فعاليت انتخاباتي خود را شروع کرد و در طول چند ماه به تکرار برنامه هاي خود پرداخت . اما بي خبر از اينكه "تکرار مداوم مسائل" به مرور زمان تاثير و کار کرد خود را بر افکار عمومي از دست مي دهد. او همچنين باور كرده بود كه برنده نهايي انتخابات است که اين هم اثر معکوس در آراي او داشت.
اگر چه احمدي نژاد و قاليباف هر دو به يک طيف فکري تعلق دارند اما احمدي نژاد موفق شد آراي بيشتري را جلب کند و اين به نوع تبليغات انتخاباتي قاليباف بر مي گردد که با تکرار شعارهاي اصلاح طلبانه و توجه افراطي به جلب آراي جوانان، از معضلات اقتصادي جامعه غافل شده بود. البته تخريب جناح مقابل در خصوص نظامي بودن وي نيز بي تاثير نبوده است.
البته شيوه تبيلغي هاشمي نيز بر توانايي هاي وي براي حل معضلات اقتصادي و سياسي تكيه داشت. او با فيلم تبليغي اولش قصد داشت جوانان را به خود جذب كند و در فيلم دوم كساني را كه هنوز ارادت خود را به امام و شهيد بهشتي حفظ كرده اند. البته نشان دادن زندگي ساده او در كنار فرزندانش و اشكهاي او نيز بي تاثير نبوده است.
* * *
(بعدا افزوده شد) البته اين را اضافه كنم تلاشهاي احمدي نژاد در دوران شهرداري اش كه تحت عنوان "ديدارهاي مردمي" در پنجشنبه هر هفته صورت مي گرفت نيز در اين انتخاب بي تاثير نبوده است. ضمن اينكه يكبار هم نوشته بودم هنوز تاثير مسجد و هيات و منبري و مداح خصوصا در جامعه ايران بسيار بيشتر است از تبليغات با بكارگيري ابزار مدرن. يعني اگر در مساجد و هئيات تصميم بگيرند از احمدي نژاد حمايت كنند يكپارچه همه راي شان، به احمدي نژاد خواهد بود و سلامتي دين و دنيا و آخرتشان را در حضور يافتن او مي بينند.
Posted by H.Emami at June 18, 2005 07:52 PM
|
TrackBack
نظرها: