روابط عمومی

اولین وبلاگ روابط عمومی کشور

 


 

 

کوته نوشته های حسين امامی  درباره ارتباطات، رسانه ها و روابط عمومی

Daily entries on Public Relations and Communications and Media

from Hossein Emami


     
 

Home

E-mail

Archive


 
  آخرين نوشته ها
 
 

::: آخرین پیام در ای پی آر سافت
::: تلويزيون فارسي زبان بي‌بي‌سي راه‌اندازي مي‌شود
::: شين‌هوا: بزرگ‌ترين آژانس تبليغاتي جهان
::: ناشناسي به نام افكار عمومي
::: طريقه برخورد با رئيس جديد
::: کوکاکولا: رتبه اول در بين اسپانسرهاي جام جهاني فوتبال
::: روابط عمومی الکترونیک در رادیو فرهنگ
::: تبليغات در آديداس، نايك و ري بوك
::: تولید محتوای بیشتر
::: روزنامه‌نگاري آنلاين؛ يك نشست تعاملي

 
  موضوعات وبلاگ
 
   
 

نمایش کامل لینک ها

 
 

  [راهنماي نمايش لينكدوني در وبلاگ شما]
آ
رشیو کامل

 
   
 

 

  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed


نوشته‌های وبلاگ: 1073
نظرات : 29

 

 

 
 

November 27, 2003

 

رسانه ها در عراق


*در عراق نوين زير کنترل آمريکا، آزادی مطبوعات تعريف چندانی ندارد ولی عفونت مطبوعات آزاد کم کم دارد مشام را می آزارد.
*ايالات متحده مدعی است که بيش از ۲۱ ميليون پوند را صرف ساختن سيستم توليدی صدا و سيما در عراق کرده است. هر چند کارکنان عراقی می گويند چيزی از اين پول را نديده اند.


در عراق نوين زير کنترل آمريکا، آزادی مطبوعات تعريف چندانی ندارد ولی عفونت مطبوعات آزاد کم کم دارد مشام را می آزارد. حدود دو هفته پيش يکی از پادو های پل برمر، فرماندار آمريکا درعراق، به کانال تلويزيونی الجزيره تلفن زده و به گزارشگران دستور داد که در ظرف ۲۴ساعت سوالاتی را پاسخ دهند. يکی از گزارشگران الجزيره به اينديپندنت گفت: "اصرار داشتند که اگر با پای خودمان نرويم بدنبالمان خواهند آمد". و آمدند هم. آمدند و کارکنان الجزيره را به کاخ برمر بردند و کاغذ محتوای اين سوالات را بدستشان دادند: اينکه آيا از "حملات تروريستی" اطلاع قبلی داشته اند و يا برای کسب اين اطلاعات به "تروريست ها" پولی پرداخت کرده اند يا نه.


هم آنوقت هم شورای گرداننده منتصب آمريکا به رياست کلاهبردار محکوم و مجازات شده، احمد چلبي، الجزيره و کانال رقيبش، العربيه، را به مدت دو هفته با ادعای پخش برنامه های تحريک کننده، از شرکت در کنفرانس های مطبوعاتی شورا منع کرده بود. بعد هم همان شورا "آشکارا با دستور برمر " ليست "بکنيد" و "نکنيد"ی را برای همه رسانه ها اعلام کرد. اين ليست از تحريک به خشونت گرفته تا گزارش تولد تازه حزب بعث تا سخنرانی صدام حسين، همه را ممنوع اعلام کرد.


مقاله نويس، حسن فتاح، درباره تنبيه اين دو کانال عربی چنين نظر داد که "در سراسر جهان عرب، از جمله در خود عراق، شورای گرداننده موقت برای دو هفته ساکت خواهد بود، ولی در اين دو هفته جنبش مقاومت و تروريست ها خواهند توانست هرچه بخواهند بگويند. چه فرصت بی نظيری که اينها امواج راديو تلويزيونی را از تبليغاتشان پر کرده و دل و انديشه ملت عراق را که مستاصلانه بدنبال ثبات و رهبريت است، بربايند".

در تلويزيون و ايستگاه های راديويی تحت مديريت آمريکايی ها هم اوضاع از اين بهتر نيست. ۳۵۷ خبرنگار
که در کاخ برمر کار می کنند تا بحال دو بار برای حقوق بيشتر اعتصاب کرده و از سانسور شکايت دارند. به گفته يکی ازاين گزارشگران، جان سندراک، رئيس کمپانی آمريکايی اس-ای-آی-سی که ايستگاه تلويزيون را می گرداند، گفته است: "يا همين شرايط را می پذيريد يا استعفا می کنيد. برای کار شما داوطلب فراوان است".


 


لزومی بگفتن نيست که "اخبار" تلويزيون ارزش ديدن ندارد و غالبا به رشد خشونت و حملات ضد آمريکايی در عراق، که همه خبرنگاران خارجی و بيشتر روزنامه های عراقی از آن سخن می گويند، هيچگونه اشاره ای نمی کند. برای نمونه، انفجاری که ماه گذشته در فلوجه بخشی از مسجد را ويران کرد و حداقل سه تن را به کشتن داد، به ادعای ساکنان محل موشکی بود که از يک جت آمريکايی پرتاب شده بود. آمريکايی ها اين را انکار می کنند اما رسانه های تحت مديريت آمريکايی ها در بغداد هيچ اشاره ای به اين واقعه نکرده اند. توضيح خواننده اخبار، فضل حتی الطميني، اين بود که "من پاسخی برای اين ندارم. کار من اينجا خواندن اخباری است که از کاخ برايم می آورند (مقر فرماندهی آمريکا که دفاتر ايستگاه تلويزيون را نيز در خود جا داده است).

پاتريس کلود، خبرنگار روزنامه لوموند می نويسد که تمامی رسانه های تحت مديريت آمريکايی ها از"نيرو های آزاد کننده " نام می برند، حال آنکه مطبوعات خارجي، از جمله مجله نيويورک تايمز، از عبارت " نيروهای اشغالگر" استفاده می کنند. ايالات متحده مدعی است که بيش از ۲۱ ميليون پوند را صرف ساختن سيستم توليدی صدا و سيما در عراق کرده است. هر چند کارکنان عراقی می گويند چيزی از اين پول را نديده اند. وقتی که خبرنگار لوموند در بغداد از سندراک در اين مورد جويا شد، او از دادن پاسخ خودداری کرد.

البته از ديدگاهی سطحي، تبليغاتچيان برمر می توانند درباره مطبوعات آزاد و شکوفای عراق نو رجزخوانی کنند
. تنها در بغداد حداقل ۱۰۶ روزنامه جديد منتشر می شود که بسياری از آنها را احزاب سياسی يا افرادی که قصد سياستمدار شدن دارند هزينه پردازی می کنند. برخی از اين مطبوعات بر ضد آمريکايی ها ندای جهاد داده و مورد سوال مامورين آمريکايی واقع شده اند. برخی ديگر داستانهايی از ارتش اشغالگر می پراکنند که آشکارا دروغند، مثلا ادعا می کنند که سربازان آمريکايی عکس های پورنوگرافيک ما بين دختر مدرسه ای ها پخش می کنند و با زنان عراقی در هتل فلسطين همخوابه می شوند.

يک مشکل اين است که بسياری از روزنامه نگاران روزنامه های عراقی يا وابستگان رژيم گذشته اند که حال لباس بدل کرده اند و يا نويسندگان تازه کاری که هيچگونه آموزشی در خبرنگاری منصفانه و بررسی و تميز دروغ از واقعيت را ندارند. حرفه ای ترين روزنامه ای که توليد می شود  تکيه بر واژه "توليد" است  روزنامه الزمان است که سعد البزاز، ديپلمات پيشين عراقی آنرا منتشر می کند.


سعد البزاز با صدام در افتاد و در طول سالهای دراز حکومت بعث روزنامه اش را از لندن منتشر می کرد. او سردبير سابق روزنامه صدامی الجمهوريه بود و حالا يکی از همکاران سابقش در اين لجن نامه بنام نادا شوکت، سردبير کل روزنامه الزمان در بغداد است. نادا شوکت می گويد "تيراژ ما در بغداد ۵۰۰۰۰ و در بصره ۱۵۰۰۰است و هر چاپی شامل ۱۲صفحه اخبار خارجی و عربی و ۸ صحفه اخبار محلی است".


 


او می گويد "سر انجام حس می کنم که يک روزنامه نگار واقعی هستم". اما تمامی تصميمات خبری را در دفاتر الزمان در لندن می گيرند و روزنامه هرگز از "اشغال" نامی نمی برد، تنها از "ائتلاف" سخن می گويد، يعنی همان توصيف مورد پسند آمريکا از ارتش خود و همدستانش. بزاز هنوز هم در لندن اقامت دارد يعنی همان جايی که در طول ۱۲سال تبعيدش الزمان را منتشر می کرد.


 


دو روزنامه ديگر، يکی المعتمر است که به کنگره ملی عراق تعلق دارد، و ديگری روزنامه کردی الاتحاد است. اين دو از تبعيد بازگشته و در بغداد منتشر می شوند. شوکت تا آخرين روز جنگ يعنی ۹آوريل که دفاتر الجمهوريه غارت شده و به آتش کشيده شد، سر کارش باقی ماند. بايگانی اين روزنامه که شامل گزارشات خود اين نشريه از ملاقات بين دونالد رامزفلد و صدام حسين در سال ۱۹۸۳بود، در جريان اين غارت و آتش سوزی ها از ميان رفت. بگفته شوکت، زير رژيم صدام او تا حدودی آزادی نوشتن داشت ولی وقتی پسران صدام، عدی و قصي، توجهشان را به مطبوعات منعطف کردند "هر روز از وزارت اطلاعات دستور بدستمان می رسيد که چه بنويسيم و چه ننويسيم، و در طول ۱۳ سال گذشته اين بد و بدتر شد".

کسی ادعا نمی کند که روزنامه نگاری زير کنترل آمريکايی ها با زمان صدام قابل مقايسه است. اما روزنامه نگاران عراقی چنين احساس می کنند که "ضوابط رفتاری" برمر
{" ممنوعيت سخنان افراطی خشونت زا"} نمونه ای از اين "دموکراسی گزينشی" است که اگر نه درعمل ولی در معنا به سانسورگری صدام شباهت دارد. بقول خبرنگاری عراقی "اين تصميم، با نيت اعلام شده آمريکا که برای آزاد کردن عراق و بپا کردن نظامی دموکراتيک به اينجا آمده اند جور در نمی آيد".

بسياری از روزنامه های جديد جز دری وری نوشتن و شايعه پراکني، سرگرمی و داستانگويی از رژيم گذشته محتوايی ندارند.
يکی از نخستين و بدترين گزارشات از جنايات صدام، شرح عاقبت سربازانی بود که در جنگ با ايران به ترسويی متهم شده بودند. در اين گزارش، دو عکس چندش آور، که خود مامورين نظامی صدام گرفته بودند، جوخه اعدامی را نشان می دهد که بروی صفی از سربازان آتش گشوده است و افسری مرد نيمه جانی را که به خاک افتاده با گلوله ديگری خلاص می کند.

بسياری از خبرنگاران عراقی عقيده دارند که اتحاديه صنفی نيمه قانونی مطبوعات که در بغداد در حال پا گرفتن است، در ريشه هنوز بعثی است. اگرچه سايرين بر اين عقيده اند که می توان از اين سنديکا برای ايجاد قانون مطبوعاتی جديدی که سانسور را از دست برمر خارج کند بهره جويی کرد.
سردبير النهدا، جلال المشطا، بيشتر اين مشکل را به سرعت دگرگونی در عراق نسبت می دهد: "مطبوعات عراقی که مدتها پوزه در بند داشت، مطبوعاتی غير حرفه ای و شديدا کنترل شده بود، که بيکباره از بند آزاد شده است". حداقل، فعلا.

*
۷ اکتبر ۲۰۰۳، منبع: روزنامه اينديپندنت / به نقل از روشنگری
رابرت فيسک /  برگردان: مهرناز شهابی

 

 Posted by at November 27, 2003 12:58 PM

 نظرها:

ارسال نظر:










Remember personal info?




برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.