زما ني که نشريات هنوز در آمريکا زنده بودند
لوموند ديپلماتيک: وقتي « سگي کسي را گاز مي گيرد » ، اتفاقي که هر روز مي افتد ، اين يک خبر نيست ، در عوض اگر کسي سگي را گاز بگيرد ، اين يک خبر است" . اگر چه اين فرمول در تمام مدارس روزنامه نگاري تدريس مي شود،اما رسانه ها به آن توجهي ندارند. هيچ گاه مسئله گرما در تابستان ، راهبندان هاي آخر هفته و برف در زمستان ، تا اين اندازه فضاي تلويزيون ها و راديو ها را به خود اختصاص نداده بود. در عوض ، زندگي مردم عادي ، استثمار و مبارزه روزمره آن ها بکلي از صحنه رسا نه ها محو شده است.
اما هميشه اينگونه نبوده است. در گذشته ، روزنامه نگاران بجاي کپي کردن اطلاعيه هاي مطبوعاتي شرکت هاي بزرگ و فاکس دادستاني و دستگاه انتظامي ، مي توانستند در باره استثمار و مبارزه روزمره مردم عادي سخن گويند. در آمريکا ، اين دوران طلائي « ماک ريکينگ » ( Muckraking ) ناميده مي شود که از ترکيب « ماک » به معني انبوهه و « ريک » به معني وسيله بهم زدن به قصد کاوش بوجود آمده است . قلم همچون ابزاري با کاوش در انبوهه بهم چسبيده واقعيات پايين ترين اقشار ، رد پاي عملکرد با لا دستان جامعه را مي يافت.
چنين روزنامه نگاري اي ؛ در کشوري که هانر ي جيمز آن را يک قرن پيش چنين توصيف مي کند: « بهشت عظيم غارتگران، مملو از گياهان مسمومي که عطش پول را به وجود مي آورند » ، کار بسياري براي انجام دادن داشت . صد سال گذشته است ، زمان چه سريع مي گذرد. .
Posted by at August 4, 2003 12:09 AM
نظرها: