August 31, 2003
مناسبات ناسالم روابط عمومی ها و رسانه ها
وقتی افکار عمومی اهميت می يابد سازمانها نيز برای آنکه در عرصه عمومی حيات موفقيت آميزی داشته باشند، ناگزير بايد پاسخگوی افکار عمومی شوند تا همدلی و همراهی آنها را با خود بيابند. شکل گيری واحدهايي با عنوان "روابط عمومی" در سازمانها و شرکتها نيز در پاسخ به همين نياز بوده است.
تجربه روابط عمومی ها در ايران تا حدود زيادی نشاندهنده مشکلات ساختاری است که تحولات اقتصادی، اجتماعی و سياسی در ايران طی سالها شاهد آن بوده است. اکنون روابط عمومی ها خصوصا - روابط عمومی های بخش دولتی - محلی برای حضور افرادی شده است که بی اعتنا يا بی اطلاع از وظيفه و کارکردهای چنين نهادی در جامعه مدرن، خود وظايفی نو برای خود تراشيده اند و کارکرد اصلی شان برگزاری مراسم اعياد، سوگواری، نصب پرچم و پلاکارد، تهيه دسته گل و تدارک سرويس رفت و برگشت برای مراسم عزای همکاران و کارهايي از اين قبيیل شده است. به گونه ای که هر جا صحبت از روابط عمومی است، در ذهن کار گِل، غير علمی و بیکاری و نصب پلاکارد تداعی می شود. کسی می گفت: روابط عمومی ها کمترين کار را می کنند و بيشترين حرف را می زنند! زخمی که توسط قشر بی تخصص روابط عمومی (از مدير آن گرفته تا کارمند معمولی) بر جامعه روابط عمومی وارد آمده است به زودی التيام نخواهد يافت.
بعد از دوم خرداد سال 76 با بوجود آمدن نشريات جديدی که ديدی انتقادی داشتند، روابط عمومی ها را از اهميت رسانه ها با خبر کرد و روابط عمومی های به خواب رفته که سر هر ولادت و شهادتی خودی نشان می دادند، دريافتند که وظيفه مهم روابط عمومی تقويت ارتباط مستمر با رسانه هاست.
الزاما می بايست راه پاسخگويي را انتخاب می کردند ولی ساختار آنها غلط بود، فضای بسته ای در ادارات حاکم بود. ساختاری که حقوق مردم را به رسميت نمی شناخت و کارآمد نبود. به فکر راه جايگزين بودند: رسانه ها اخبار مثبتی از سازمانشان را نقل کنند که هم رايگان تبليغ شود و هم مدير به مذاقش شيرين آيد.
پس مناسبات ناسالم شروع شد: هديه ای به رسم يادبود، سکه، باج خواهی و باج گيری. از طرفی به شکل غير مستقيم: ارائه آگهی به رسانه های خودی!(يا دوست) و يا انتشار اخباری در غالب "رپرتاژ آگهی" (که اصلا توجيهی برای آگهی دادن آن خبر وجود ندارد!) اينها عيان ترين مناسبات ناسالم رسانه ای است که بر واقعيت ها سرپوش می گذارد. اکنون در دروس عملی روابط عمومی نيز صريحا اعلام می کنند رابطه خود را با خبرنگار حفظ کن حتی با استفاده از راه های ذکر شده.
خبرنگارانی که در پايان مصاحبه به صف ايستاده اند تا هدايای خود را از دست مسوولين خندان روابط عمومی دريافت دارند. اين هديه همان شيوه ناسالم ارتباط با رسانه است و آن لبخند، نشانه صلحی زيرکانه. در اين بين حقوق مردم پايمال می شود.
حتی شيوه نامطلوبی که برخی از رسانه ها برای خود ابداع کرده اند. "هم کار خبرنگاری انجام بده، هم امور بازرگانی نشريه." خبرهای مثبت با تيتر جذاب، مصور و در بهترين مکان صفحه، بالطبع تبليغ متقابلی در بر خواهد داشت و بايد از شرمنده خبرنگار آن حوزه درآمد...(البته مديران نشريه از بابت بالا نرفتن هزينه ها دست به اين کار می زنند ولی بهرحال اين موضوع جای تجديد نظر دارد.)
مقابله با وضع موجود از چه زمانی آغاز می شود. پس اين اصل را فراموش نکنيم که مطبوعات بايد صادقانه سخن بگويند و روابط عمومی ها نيز بايد پاسخگويي را جايگزين معامله با رسانه ها نمايند.
August 30, 2003
تشکر وافر
چگونه سر زخجالت برآورم بر دوست که خدمتی به سزا بر نيامد از دستم
از تمامی دوستان عزيزی که لطف کردند یکسالگی اين وبلاگ را تبريک گفتند، صميمانه تشکر می کنم و برایشان آرزوی موفقيت دارم.
ضمنا يک تشکر ويژه از لطف مهرداد، بلاگر خوب کافه سايبر که به مناسبت فرخنده زاد روز(از جملات پلاکاردی روابط عمومی ها-!) اين وبلاگ شمعی روشن کردند.
دوستان خوبم گله داشتند از دير نوشتن. که حق را به همه شما بزرگواران میدهم. راستش یک هفته کاميپوترم بدجوری ويروسی شد. هفته بعدش هم راه اندازی طرحی بود با عنوان"تلفن چک" که برای اولين بار در کشور صورت گرفت که آنرا با حضور رييس مجلس و وزير اقتصاد آنرا افتتاح کرديم. من هم چون عضو کميته افتتاح بودم وقتی می رسيدم خانه تازه ساعت 21 می شد و به اندازه کافی خانمم شاکی! ديگه خودم رويم نمی شد پای اينترنت بشينم!
August 29, 2003
يکسالگی وبلاگ روابط عمومی
راستی 3 شهريور ماه سالجاری اولین وبلاگ روابط عمومی یک ساله شد!
اتهام جديد به بی بی سی
رئيس هيأت مديره بی بی سی می گويد مسئول روابط عمومی دفتر نخست وزير، بی بی سی را به نشر اکاذيب متهم کرده و با طرح اين ادعا که اين مؤسسه پيش از حمله به عراق عليه جنگ تبليغات می کرده، بی طرفی و صداقت آن را زير سؤال برده است.
تلویزیون کابلی و ماهواره ای در ايران
معرفی و تفاوت تلویزیون کابلی و ماهواره ای در ايران در مصاحبهء بی بی سی با امید حبیبی نیا
امید حبیبی نیا روزنامه نگار و مدرس ارتباطات در دانشگاههای ایران و منتقد و فیلمساز است که تاکنون دهها مقاله به کنگره ها و مجامع علمی داخلی و بین المللی در زمینه های روانشناسی ارتباطات و تحقیقات ارتباطات ارائه کرده است وی هم اکنون دانشجوی دوره دکترای مدیریت و تحقیقات ارتباطات است.
آیا لینک دادن به همه چیز آزاد است؟
دادگاه کپنهاگ در حال بررسی پرونده ای است که یک سایت پورتال متهم است با لینک دادن مستقیم به ویدئوها ، صداها و صفحات داخلی دیگران (Deep-link) قانون کپی رایت را زیر پا گذاشته است. آیا اگر این سایت محکوم شود و دیگر کشورها هم به تبعیت از دانمارک ممنوعیت لینکیدن را بکار ببرند، میشود وبلاگ نوشت؟ (لينک از صبحانه) متن کامل
وبلاگ ها در آينده
آیا وبلاگها میتوانند نقشی در آینده بازی کنند؟ این پلات فرم پیشنهادی از جمله میگوید : هر منتخب سیاسی قبل از 2004 باید یک وبلاگ داشته باشد، تا سال 2005 هر دانشجو و استاد یک وبلاگ داشته باشندو... (لينک از صبحانه)
August 23, 2003
اولين خبرگزاری خصوصی و تخصصی اقتصادی
اولين خبرگزاري خصوصي با مديرمسئولي دكتر محمود رضا اميني در بخش اقتصاد و بازرگاني با عنوان خبرگزاری موج آغاز بکار کرد.
August 22, 2003
مرگ 17 خبرنگار و دستيار رسانه ها از آغاز جنگ در عراق
مازن دانا، فلسطيني 41 ساله، دومين خبرنگار رويترز بود که از زمان آغاز جنگ عراق جان خود را از دست داده است. با مرگ وي، تعداد روزنامه نگاران يا دستياران آنها که از آغاز جنگ عراق در بيستم مارس گذشته کشته شده اند به 17 تن رسيد، هر چند که مرگ برخي از آنها تصادفي يا طبيعي بوده است. دو تن از روزنامه نگاران نيز از نخستين روزهاي جنگ جزو مفقود شدگان هستند. علی سجادی از راديو فردا طی گزارشی اسامي روزنامه نگاراني که تا کنون در جنگ عراق جان خود را از دست داده اند به شرح زير اعلام کرده است:
- 22 مارس: پال موران، خبر نگار عکاس استراليايي که در حادثه جاسازي بمب در اتومبيل در شمال عراق کشته شد؛
- 22 مارس: تري لويد، خبرنگار تلوزيون خبري مستقل خبري بريتانيا که در راه بصره در جنوب عراق زير آتش قرار گرفت. فرد نوآ که يک خبرنگار عکاس و حسين عثمان، يک مترجم که همراه تيلور مسافرت مي کردند، همچنان مفقود هستند؛
- 30 مارس: جسد گابي رادو، خبرنگار 48 ساله کانال چهار تلوزيون بريتانيا که فوت کرده بود، در هتلي در شمال عراق پيدا شد. استخدام کنندگان وي مي گويند که مرگ او در رابطه با جنگ نبوده است؛
- 2 آوريل: کاوه گلستان، خبرنگار عکاس آزاد ايراني که در استخدام بي بي سي بود. او در حالي که در منطقه کيفري سرگرم فيلمبرداري بود، بر اثر رفتن روي مين کشته شد؛
- 3 آوريل: مايکل کني، رئيس پيشين تحريريه نشريه آتلانتيک مانتلي، که به اتفاق يک سرباز آمريکايي در حادثه تصادف يک جيپ نظامي کشته شد؛
- 6 آوريل: کامران عبدالرزاق محمد، يک مترجم کرد که براي بي بي سي کار مي کرد، هنگاميکه ظاهرا يک جت آمريکايي، يک ستون ويژه نيروهاي آمريکايي و نيروهاي کرد را در نزديکي شهر کالاک بمباران کرد کشته شد؛
- 6 آوريل: ديويد بلوم، 39 ساله، وابسته به شبکه تلوزيوني ام بي سي آمريکا، که بر اثر لخته شدن خون در ريه هايش جان سپرد؛
- 7 آوريل: کريستين ليه بگ، شهروند آلماني از مجله هفتگي فوکوس و جوليا آنگوويتا پارادو، شهروند اسپانيايي از روزنامه ال موندو، که در حمله موشکي عراق کشته شدند؛
- 8 آوريل: طارق ايوب، توليد کننده و گزارشگر تلوزيون عرب زبان الجزيره که در حمله هوايي آمريکا در بغداد کشته شد. يک گزارشگر ديگر اين تلوزيون اندکي زخمي شد؛
- 8 آوريل: تاس پروت سيوک، خبرنگار عکاس رويترز که يک اوکرايني مستقر در ورشو بود، هنگامي که يک تانک آمريکايي طبقه پانزدهم هتل فلسطين را در بغداد که محل استقرار بسياري از روزنامه نگاران خارجي بود، زير آتش گرفت، کشته شد. خوزه کوسو، خبرنگار عکاس کانال پنج تلوزيون اسپانيا که در اين حادثه زخمي شده بود در راه بيمارستان جان سپرد. سه تن از اعضاي تيم خبرگزاري رويترز نيز مجروح شدند.
- 14 آوريل، ماريو پوتستا، گزارشگر آمريکايي آرژانتين که در تصادف اتومبيل در راه امان، پايتخت اردن و بغداد کشته شد. همکار او، ورونيکا کاپرا، يک خبرنگار زن عکاس که به شدت در اين حادثه زخمي شده بود، روز بعد جان سپرد؛
- 8 مه: اليزابت نيوفر، گزارشگر 46 ساله روزنامه بوستون گلوب، در تصادف اتومبيل در نزديکي شهر سامره در شمال باختري بغداد کشته شد؛
- 5 ژوئيه: ريچارد وايلد، خبرنگار عکاس آزاد تلوزيون بريتانيا در بغداد، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛
- 17 اوت: مازن دانا، خبرنگار عکاس رويترز در حالي که سرگرم فيلمبرداري در خارج از زندان ابوقريب در حومه بغداد که کنترل آن در دست آمريکايي ها است، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
August 16, 2003
سوال و جواب: روابط عمومی الکترونيک
آقای مزينانی بلاگر محترم روابط عمومی کاربردی چند سوال پرسيدند. سعی می کنم بطور خلاصه جواب بدهم.
س) شما به عنوان كسي كه از نزديك با فضاي روابط عمومي ها آشنا هستيد و از طرفي پيگيري مسايلIT ، نقطه شروع براي روابط عمومي ديجيتالي رو چي مي دونيد؟
نقطه شروع در روابط عمومی الکترونيک (البته در ايران) تسلط کارکنان روابط عمومی به کارکردن با(يا آشتی کردن با) رايانه و سپس نرم افزارهای مختلف حداقل Excel, Word و در مراحل ديگر, Powerpoint, Acsess, وSpss و... و اينکه بتوانند از اينترنت سر در آورند ..
روابط عمومی ها بايد سيستم اينترانت و شبکه داخلی را در سازمانشان فراگير کنند بايد به قول شما به فکر ساده کردن کارها و حذف کاغذ از طريق بهره گيری از کامپيوتر و... باشند. از راه های مختلفی می توان اين کار را کرد. الان در اداره ما، خودم و همکارانم خودمان را مجبور کرديم که تايپ نامه ها، گزارشها، رسم نمودارها و...را خودمان انجام دهيم. ديگر يک بار روی کاغذ نمی نويسيم بعد تايپ کنيم. تايپيست هم نداريم. باور می کنيد تايپيست هم نداريم!...
سال گذشته همکارانم را وادار کرده بودم در محيط کار فقط به زبان انگليسی صحبت کنيم و فارسی صحبت کردن جريمه داشت مگر اينکه مهمان يا ارباب رجوع و يا تلفن داشته باشيم.
س) آيا تسهيل در فرايند هاي كاري در داخل روابط عمومي بيشتر جلب توجه مي كنند يا حضور فضاي رسانه اي در نت ؟
برای خود کارکنان روابط عمومی، تسهيل در فرايند هاي كاري در داخل روابط عمومی بيشتر جلب توجه می کند و برای مخاطبين، مشتريان و رسانه ها حضور در فضای سايبر.
س) چطور مديران روابط عمومي رو بايد توجيه كرد كه راهبرد روابط عمومي الكترونيكي چيزي آرماني و غير قابل اجرا نيست ؟
برای مدير سنتی و به اصطلاح کسی که هنوز تخته سياه و گچ را به وايت برد و ماژيک ترجيح می دهد راه حلی به ذهنم نمی رسد! و فقط بايد او را از اين سمت برداشت! ولی تفکر مديريت کل سازمان خيلی تاثير دارد و می تواند بر ذهنيت مدير روابط عمومی غلبه کند. هنوز جای فرهنگ سازی دارد. بايد تجارت الکترونيک در ايران راه بيافتد تا موضوع را درک کنند. رسانه ها، وبلاگها، برگزاری سمينارها خيلی در اين زمينه تاثير دارد. اگر روزنامه ها وبلاگهای تخصصی حيطه سازمانها را بيابند، متوجه خيلی از مسايل و مشکلات سازمانها می شوند و آنرا در جرايد خود منعکس می کنند و سازمان را ملزم به پاسخگويي می نمايند. اينجاست که کم کم اهميت روابط عمومی الکترونيک بر آنها آشکار می شود...
August 11, 2003
روابط عمومي الكترونيك: انتخاب يا الزام
روابط عمومي ها نيز نقش مهم و كليدي در برخورد با مخاطبان يك سازمان دارند وبه دليل حجم بالاي ارتباطات آن با قشر زيادي از مخاطباني كه روزانه به آن ها مراجعه مي كنند و درخواست اطلاعات دارند ، مي توانند راه حل هاي مطلوبي را در اختيار مديران سازمان و حتي وب مسترهاي سايت هاي اينترنتي سازمان بدهند .
بي اغراق سرعت در اطلاع رساني ، اصلي ترين عنصري است كه روابط عمومي الكترونيك رابه روابط عمومي سنتي تحميل كرده است . كارگزار روابط عمومي براي بهره برداري از اين سرعت و دقت طلايي لازم است تكنيك هاي نوين رقابت را بياموزند . اگر آن ها نتوانند از ابزارهاي جديد ديجيتال استفاده كنند در اين كشاكش بازنده خواهند بود .
براين اساس آشنايي با روابط عمومي الكترونيك يك الزام است و انتخاب نيست.
بخشی از مقاله مفصلی که قرار است به صورت پاورقی در کارگزار روابط عمومی منتشر شود. اين مقاله را در بهار و تابستان ۸۱ نگاشتم.
August 10, 2003
يک سالگی دات
فردا اولين سالگرد تاسیس وبلاگ دات است. دکتر يونس شکرخواه در پيامهای اوليه خود اينگونه نوشت:
"اين نخستين پيام است. من سعي مي كنم در اين وبلاگ به ارتباطات از منظر علمي نگاه كنم و اگر دست داد گاه گداري هم چيزهاي ديگري بنويسم"
اين روز را خدمت ايشان و خوانندگان محترم وبلاگ دات تبريک می گوييم.
نکته: البته تاريخ آرشيو و لينک مربوطه 11 آگوست 2002 را نشان می دهد ولی تاريخ عنوان يادداشت 14 آگوست 2002 . برای اينکه اختلافی بين خوانندگان دات پيش نيايد اين سه روز را به جشن و پايکوبی می پردازيم.
به اميد سلامتی و بهروزی آقای دکتر شکرخواه.
روابط عمومی وبلاگ روابط عمومی!
August 08, 2003
وبلاگ نويسان خبرنگاراني از جنس ديگر !
روزنامه ايران - " وبلاگ نويسي " در واژگان زبان انگليسي و حتي فارسي درحال تبديل شدن به واژه اي پركاربرد است. هنوز مدت زيادي از درست شدن فعل googling يا جست وجو كردن نگذشته كه 800 ميليون كاربر اينترنت در سراسردنيا, فصل جديدي اختراع كرده اند: blogging يا آنگونه كه ما ميگوييم " بلاگيدن " !
بلاگيدن يا وبلاگ نويسي واژه جديدي است كه با بالاگرفتن تب نو رسانه اي به نام وبلاگ, كابردي وسيع يافته است0 استفاده زياد روزنامه نگاران از وبلاگ باعث به وجودآمدن شكل جديدي در شيوه گزارش نويسي خواهدشد..www.IRITN.com
سايت اينترنتی كاوه گلستان
سايت اينترنتی زنده ياد كاوه گلستان ، عكاس و فيلم بردار برجسته ايرانی، سر انجام پس از گذشت چهار ماه از در گذشت او به زبان انگليسی راه اندازی شد.
كاوه گلستان ، متولد 1329 ش. ، سيزدهم فروردين ماه سال جاری در حاليكه به همراه تيمی از خبرنگاران تلويزيون بی بی سی قصد تهيه فيلمی خبری از شمال عراق را داشت به روی مين رفت و در گذشت.
تحصن روزنامه نگاران در ايران
جشنواره مطبوعات عصر پنجشنبه به خاطر اعتراض روزنامه نگاران به هيات برگزار کننده، به تشنج کشيده شد
روزنامه نگاران به هيات برگزار کننده جشنواره اعتراض کردند که در مراسمی که برای بزرگداشت مطبوعات و روزنامه ها برگزار شده، تنها از خبرنگاران راديو تلويزيون تجليل شده است. بی بی سی
August 05, 2003
چرا آنچنان که می بايست استقبال نشد؟
گرفتاری ايام موجب غافل ماندن ما از حرکتهای درخور توجه يک مدير و اهل قلم عرصه روابط عمومی کشور شد. همزمان با سالگرد درگذشت پدر روابط عمومي نوين ايران – دکتر نطقی - سايت کارگزار روابط عمومی راه اندازی شد به نظر من کاری که باقريان برای راه اندازی سايت اولين موسسه اينترنتی روابط عمومی کشور انجام داد واقعا ارزشمند است. او می توانست با راه اندازی يک سايت کاملا ساده و تبليغی، سمت و سوی آنرا به سمت بازرگانی ببرد ولی نگرش او به حرفه روابط عمومی و باورش مبنی بر اينکه کارگزاران روابط عمومی بايد خود را آمده تغيير و حضور در عرصه جديدی نمايند باعث شد که به فکر جنبه علمی سايت کارگزار روابط عمومی بیش از ساير موارد باشد.
من تا حدودی شاهد تلاش عاشقانه او برای راه اندازی سايتش بودم. گردآوری مطالب، جمع آوری تصاوير، تايپ آنها، در جستجوی طراح، گرافيست، مترجم... همه و همه فقط به عشق پيشرفت علمی جامعه روابط عمومی کشور بود. البته اين سايت کامل کامل نشده است ولی به خاطر قولی که داده بود و ارادت خالصانه اش به مرحوم دکتر نطقی آن را راه اندازی کرد و اکنون نيز بدنبال تکميل آن است.
خدمات جالبی در سايت کارگزار روابط عمومی قابل دسترس است: ايميل، وبلاگ درون سايت (جدا از وبلاگ شخصی خودش)، فروش کتاب، چت، پايگاه کاريابی و ...
کار جالب ديگر او انعکاس رويدادهای انجمنها و موسسات حرفه ای روابط عمومی ديگر کشورهاست که با توجه به ضعف زبان روابط عمومی های کشور می تواند اين شکاف را بکاهد. آن هم با انتخاب اخبار، مقالات و گزارشهای جالب، خواندنی و آموزنده.
از نظر علمی نيز پايگاه مقالات حاوي مقالات مجلات، روزنامهها، نشريات و ساير منابع با بيش از 2000 صفحه در دسترس علاقمندان است. البته اظهار نظری در باب سطح علمی و کيفی مقالات مندرج در سايت نمی کنم چرا که جناب پرفسور معتمد نژاد در اين مورد حجت را تمام کرده اند.
در پايان وظيفه خود می دانم به عنوان عضوی کوچک از خانواده روابط عمومی کشور از زحمات و تلاشهای آقای باقريان تشکر کنم و موفقيت ايشان را درجهت رسيدن به هدف والايشان مسالت نمايم. بی شک توجه همکاران روابط عمومی، و همچنين وبلاگنويسهای گروه روزنامه نگاری به اين سايت موجب تشويق مديريت سايت مذکور و به دنبال آن ارايه خدمات مطلوبتر و مطالبی خواندنی تر خواهد شد.
August 04, 2003
زما ني که نشريات هنوز در آمريکا زنده بودند
لوموند ديپلماتيک: وقتي « سگي کسي را گاز مي گيرد » ، اتفاقي که هر روز مي افتد ، اين يک خبر نيست ، در عوض اگر کسي سگي را گاز بگيرد ، اين يک خبر است" . اگر چه اين فرمول در تمام مدارس روزنامه نگاري تدريس مي شود،اما رسانه ها به آن توجهي ندارند. هيچ گاه مسئله گرما در تابستان ، راهبندان هاي آخر هفته و برف در زمستان ، تا اين اندازه فضاي تلويزيون ها و راديو ها را به خود اختصاص نداده بود. در عوض ، زندگي مردم عادي ، استثمار و مبارزه روزمره آن ها بکلي از صحنه رسا نه ها محو شده است.
اما هميشه اينگونه نبوده است. در گذشته ، روزنامه نگاران بجاي کپي کردن اطلاعيه هاي مطبوعاتي شرکت هاي بزرگ و فاکس دادستاني و دستگاه انتظامي ، مي توانستند در باره استثمار و مبارزه روزمره مردم عادي سخن گويند. در آمريکا ، اين دوران طلائي « ماک ريکينگ » ( Muckraking ) ناميده مي شود که از ترکيب « ماک » به معني انبوهه و « ريک » به معني وسيله بهم زدن به قصد کاوش بوجود آمده است . قلم همچون ابزاري با کاوش در انبوهه بهم چسبيده واقعيات پايين ترين اقشار ، رد پاي عملکرد با لا دستان جامعه را مي يافت.
چنين روزنامه نگاري اي ؛ در کشوري که هانر ي جيمز آن را يک قرن پيش چنين توصيف مي کند: « بهشت عظيم غارتگران، مملو از گياهان مسمومي که عطش پول را به وجود مي آورند » ، کار بسياري براي انجام دادن داشت . صد سال گذشته است ، زمان چه سريع مي گذرد. .
August 02, 2003
باز هم موسم پرپر شدن
باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد
آسمان دل ما ابرى و بارانى شد
ديده را موسم اشك و گهرافشانى شد
دل بىسوز و گداز از غم زهرا دل نيست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست
خون و اشك از دل و از ديده ما مىجوشد
فاطمه صورت خود را ز على مىپوشد
عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است
رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند
اثر دستستم از رخ نيلى نرود * هرگز از ياد على، ضربتسيلى نرود
با على راز نگفتى تو زبازوى كبود * باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود
شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا * مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟
داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز * مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز
باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است * سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است
امپرياليسم رسانه اي و استثمار مضاعف
به نظر ميرسد كه، همه انواع رسانه ها ازتلويزيون و سينما گرفته تا موسيقي و مطبوعات در انحصار چند انحصار جهاني هستند. Sony، كمپاني الكترونيك ژاپني، مالک CBS Records و کلمبيا پيکچرز شده است،ديسني مالک ABC شبكه تلويزيوني عمده آمريکا است. شش كمپانيها ضبط موسيقي 70 تا 80 در صد انحصار ارائه محصولات موسيقي در جهان را به دست دارند،تنها هفت کمپاني عمده توليدفيلم در آمريکا کنترل بيشتر توليدات سينمائي و پخش آنها را در جهان بر عهده دارند ،AOL(آمريکن آنلاين)بزرگترين عرضه کننده خدمات اينترنتي اخيرا تايم وارنر را خريده است.وبه اين ترتيب به بزرگترين شرکت ادغام شده رسانه اي جهان بدل شده است . فقط و فقط چند كمپانيهاي معدود آمريكايي،جريان اصلي رسانه ها را دردست دارند. ماداميكه اين انحصار غير طبيعي بر رسانه ها وجود داردهمه محصولات آنها و حتي اخبا ر را بايد با ترديد نگريست زيرا مسلم است که هدف اوليه اين كمپانيها سودجويي ست و نه اطلاع رساني !
به اين ترتيب اعتبار خبر ي که از اين منابع منتشر مي شود همواره زير سؤال خواهد بود. همچنين موسيقي وفيلم نيز تنها براي تخدير و سود جويي توليد مي شوند ونه براي اهداف خلاقانه هنري! فراگيري موسيقي پاپ کارخانه اي نشانه اي ازاين سلطه جويي است همان گونه که صنعت فيلم آمريكايي دومين محصول صادراتي آمريکا پس از اسلحه به ساير کشورهاست.
ادامه
نجات يک نشريه در دست يک بانوی ایرانی
هفته گذشته آتوسای ۳۱ ساله از سوي شركت هرست براي نجات نشريه سونتين Seventeen كه وضع چندان خوبي ندارد، برگزيده شد و حالا او سكان هدايت اين مجله را به دست گرفته. كمپاني هرست طي 4 ماه گذشته 180 ميليون دلار براي اين مجله خرج كرده است. حالا بايد منتظر غير منتظره ها بود.
آتوسا روبنشتاين، سردبير ايراني الاصل مجله پرطرفدار سونتين Seventeen يا هفده كه نشريه ويژه جوانان است، در مصاحبه اي با رابن فين از نيويرك تايمز از دوران جواني و دلايل موفقيت خود در عرصه روزنامه نگاری سخن ميگويد. در سه سالگي او و خانواده اش ايران را ترك كرده و به محله كوينز نيويورك آمدند. آتوسا ميگويد پيش از آمدنشان به آمريكا وضع زندگيشان خوب بود، پدرش در دربار شاه مشغول به كار بود، پس از مهاجرت به آمريكا پدرش به راننده تاكسي و نگهباني در فرودگاه بين المللي كندي مشغول شد.
5 سال پيش او مديريت مجله ديگري به نام كازموگرل Cosmo Girl را به عهده گرفت که با درايت او اکنون تيراژش به بيش از دو برابر تيراژ قبلی افزايش يافت.
او درباره علل موفقيت خود می گويد: جوانان مدام در حال تحول و دگرگوني هستند. اگر سخت و انعطاف ناپذير بماني، به سرعت علاقه خوانندگان را از دست خواهي داد و به اصطلاح قراردادت به سرعت منقضي خواهد شد.