از روزنامه "همشهری" تا "کوريه ره دلا سرا"
دوستی با عنوان دخو پیغامی گذاشته بودند بر مطلب " ۶۰ % وبلاگ ها در ايران نوشته مي شوند" ضمن تشکر از ايشان مطلب مذکور را در زير می آورم:
"وقتی مطلب قبلی را که در مورد روزنامه همشهری بود خواندم کمی به فکر فرو رفتم و با خواندن مطلب فعلی و ديدن عبارت «کوريه ره دلا سرا» متوقف شدم.
روزنامه همشهری از آن جهت که در جذب مخاطب موفق بوده است هميشه مورد توجه بوده است و بسياری با زبان و رفتار اين روزنامه در عرصه اطلاع رسانی خو گرفته اند و هم از اين جهت است که من و احتمالا بسياری ديگر از کنار اخبار مربوط به آن به سادگی نمي گذريم.
فراز و فرودهايی که حرکت رسانه ای اين روزنامه را در ساليان اخير متاثر ساخته است،
اغلب ريشه در مسايل سياسی داشته است و اين همان سمی است که معمولا «مطبوعات» و «مطبوعاتيها» را به قربانگاه برده است چنانکه احتمالا به همين دليل طيف وسيعی از مخاطبان و خوانندگان «همشهري» در سراسر ايران از خواندن هر روزه ان محروم شدند ... و اما چه ارتباطی بين اين ماجرا و «کوريه ره دلا سرا» وجود دارد؟

حتما به خاطر می آوريد که چندی پيش چاپ مطلبی در «کوريه را دلا سرا» به قلم سردبير اين روزنامه در نهايت استعفای سردبير Ferruccio De Bortoli انجاميد استعفايی که منجر به اعتصاب کارکنان اين روزنامه شد چرا که معتقد بودند استعفای Ferruccio De Bortoli تحت فشار صورت گرفته است.
البته بعدا سردبير مستعفی در جلسه ای کنار رفتنش را کاملا شخصی خواند و از همکارانش خواست سردبير جديد را از خودشان بدانند و با او همکاری کنند...
البته در همشهری اوضاع با آنچه در «کوريه را دلا سرا» اتفاق افتاد از جهات مختلف متفاوت است ولی واکنش دست اندرکاران هر دو روزنامه در برخورد با مسايل بوجود آمده تا حدود زيادی مشابه است چرا که در همشهری نيز سردبير قبلی پيش از رفتن همکارانش را به پيگيری حرکت مطبوعاتی شان و همکاری با مديران جديد فراخواند و ....
و حالا با خواندن اظهارات يکی از اعضای تحريريه همشهري که به زيبايی «هويت رسانه اي» اين روزنامه و پيوند آن با روزنامه نگاران و خوانندگان همشهری را بيان کرده فکر می کنم بسياری از خوانندگان همشهری مانند من خوشحال هستند که عزم کار کردن برای مخاطب همچنان در دست اندرکاران همشهری وجود دارد باشد که با همراهی مديران جديد همشهری شاهد بازگشت آن به دوران باشکوه گذشته باشيم.
بديهی است هر حرکت سياسی احتمالی برای بهره برداری گروهی از فعاليت رسانه ای که به همه تعلق دارد بايد با واکنشی مشابه آنچه در «کوريه را دلا سرا» اتفاق افتاد پاسخ داده شود.
البته برای دفاع از ماهيت رسانه ای همشهری همه مطبوعاتی ها به عنوان مجموعه ای هم صنف بايد حساسيت به خرج داده ابراز وجود کنند نه اينکه مانند آنچه که در «قدس» اتفاق افتاد و در نتيجه آن مدير مسوولی به خاطر عدم همراهی سياسی با صاحب امتياز روزنامه و کمک نکردن به تامين منافع شخصی آنها برکنار شد و در عرصه مطبوعاتی کشور آب از آب تکان نخورد چرا؟ چون آن روزنامه مثلا متعلق به فلان جناح است و فلانی ... مطبوعاتيها خودشان نبايد منافع و هويت صنفی شان را نديده بگيرند چرا که هيچ کس جز خودشان نمی تواند و نبايد برای استيفای حقوقشان آستين بالا بزند.
هر اتفاقی که امروز در روزنامه ای بيفتد و روزنامه نگاران بی تفاوت از کنار آن بگذرند بدعتی را پايه ريزی می کند تا بر مبنای آن اتفاقات مشابهی در بقيه مطبوعات بيفتد چرا که آنانکه به ستيزه با حرکت سالم اطلاع رسانی برمی خيزند می بينند در برابر حرکت ناصوابشان از جامعه مطبوعاتی صدايی بلند نم شود و همه تماشا چی هستند.
در «کوريه ره دلا سرا» تمام حرف روزنامه نگارانی که راه اعتصاب را برگزيده بودند اين بود که اگر به خاطر يک انتقاد سياسی امروز روزنامه نگاری قربانی شود در نتيجه آن بدعتی گذاشته می شود که فردا آنها را به قربانگاه می برد و اين هم درس است و هم يک نگاه درست به آنچه ژورناليسم خوانده می شود .
Posted by at June 27, 2003 01:43 PM
نظرها: